کلمه عبور :
رمز عبور :
تاملی در واژه شناسی جهل

واژه شناسي جهل
جهل در لغت
بررسي واژه جهل در کتب مختلف لغت؛ از کتاب العين نوشته شده در قرن دوم تا معجم الافعال المتداوله نوشته شده در قرن پانزدهم؛ ما را به چند نکته کليدي رهنمون ميسازد:
أ‌. در عمده اين کتب جهل به عنوان نقيض علم معرفي شده است. العين مينويسد : الجَهْل‏: نقيض العلم... و الجَهَالَة: أن تفعل فعلا بغير علم.1 تنها در کتاب جمهرة اللغة و بعضي نسخ العين جهل در برابر حلم قرار گرفته است: الجَهْل‏: ضد الحِلْم2.
ب‌. در معجم مقاييس اللغه تصريح شده است که براي اين ماده دو اصل وجود دارد:
الجيم و الهاء و اللام أصلان: أحدهما خِلاف العِلْمَ، و الآخر الخِفّة و خِلاف الطُّمَأْنِينة. فالأوّل‏ الْجَهْل‏ نقيض العِلْم.... و الثانى قولهم للخشبة التى يحرك بها الجَمْرُ مِجْهَل‏ و يقال‏ استجهلت‏ الرِّيحُ الغُصْنَ، إذا حرّكَتْه فاضطَرَب.3
در کتب ديگر اگر چه به اين معاني و مثالها اشاره شده اما تصريح به دوگانگي اين دو مفهوم نشده است.4 توجه به سه مثالي که در اين کتب تکرار شده است ما را به سمت گوهر معنايي اين ماده رهنمون ميسازد. مثال اول: به سرزمين بدون نشان و علامت؛ مانند کوير يک دست و بي انتها ارض مجهل5 گفته شده است؛ مثال دوم: به چوبي که براي به هم زدن خاکستر و تنور استفاده ميشود المِجْهَلَة ميگويند6؛ مثال سوم: هنگامي که باد درختي را به حرکت در آورده و تکان ميدهد نيز از اين ماده استفاده ميشود7.
در هر سه مثال حرکتي بدون هدف مشخص (غير هدفمند) و بدون جهت مشخص (باري به هر جهت) رخ ميدهد. به نظر ميرسد گوهر معنايي لغت جهل در همين نکته باشد و به همين جهت نيز براي نقيض علم از چنين واژه اي استفاده شده باشد چرا که مفهوم علم با هدف و جهت مشخص گره خورده است. اگر گوهر معنايي اين لغت چنين باشد قرار گرفتنش در برابر حلم نيز قابل توجيه و از باب خواهد بود.
جهل در فرهنگ اسلامي
فرهنگهاي قوي و با پشتوانه گاه در معاني استعمالي عرفي واژه ها دخالت کرده و واژه را کمي از معناي استعمالي عرفي خود جدا کرده و معنايي با حدود و ثغور جديد بنا ميکنند؛ به تعبير ديگر گاه عنصر معنايي اضافه اي يه معنا ميچسبد تا مفهومي جديد در فرهنگ جديد بوجود آيد. اين تغيير گاه با شيب ملايم و گاه با شيب تندي رخ ميدهد. براي بررسي وقوع چنين تغييري در واژه جهل در فرهنگ اسلامي بايد متون معتبر مورد دقت قرار گيرد.
جهل در قرآن
جهل و مشتقات آن حدود بيست بار در قرآن آمده است که 4 مورد آن الجاهليه به معناي دوره قبل از اسلام است. در 6 مورد نيز آيات شريفه به کارهاي جاهلانه اشاره ميکند مانند: مسخره کردن8، ناراحت شدن از رويگرداني مشرکاني که قابليت هدايت ندارند9، خواستن امري که بدان احاطه علمي و معرفتي ندارد10، تن دادن به گناه شنيع زنا11، لغو و بيهوده گويي12، پرستش غير خدا13. در 3 آيه نيز صحبت از عمل سوء بجهالةٍ است.14 در اين سه آيه ميفرمايد خداوند توبه کساني را ميپذيرد که يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ سپس توبه ميکنند. آيا اين جهالت به معناي عدم علم به حکم است؟ اما چنين جهالتي با حديث رفع القلم برداشته شده است. به همين جهت علامه طباطبائي در تفسير خود يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ را به انجام کارهاي زشت با انگيزه هواي نفس و دعوت شهوت و غضب معنا و تفسير ميکند.

جهل در روايات
با جستجو و بررسي رواياتي15 که در آن از ماده جهل استفاده شده است اين نتايج به دست ميآيد:
1. در موارد فراواني صراحتا جهل در مقابل علم به کار رفته است؛ مانند:
طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَرَأْتُ فِي كِتَابِ عَلِيٍّ ع إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَأْخُذْ عَلَى الْجُهَّالِ‏ عَهْداً بِطَلَبِ الْعِلْمِ حَتَّى أَخَذَ عَلَى الْعُلَمَاءِ عَهْداً بِبَذْلِ الْعِلْمِ لِلْجُهَّالِ16
سَمِعْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع يَقُولُ وَ عِنْدَهُ أُنَاسٌ مِنْ أَهْلِ الْكُوفَةِ- عَجَباً لِلنَّاسِ أَنَّهُمْ أَخَذُوا عِلْمَهُمْ كُلَّهُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص فَعَمِلُوا بِهِ وَ اهْتَدَوْا وَ يَرَوْنَ أَنَّ أَهْلَ بَيْتِهِ لَمْ يَأْخُذُوا عِلْمَهُ وَ نَحْنُ أَهْلُ بَيْتِهِ وَ ذُرِّيَّتُهُ فِي مَنَازِلِنَا نَزَلَ الْوَحْيُ وَ مِنْ عِنْدِنَا خَرَجَ الْعِلْمُ إِلَيْهِمْ أَ فَيَرَوْنَ أَنَّهُمْ عَلِمُوا وَ اهْتَدَوْا وَ جَهِلْنَا نَحْنُ وَ ضَلَلْنَا إِنَّ هَذَا لَمُحَالٌ17
2. در مواردي جهل در برابر معرفت قرار گرفته است؛ مانند:
عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ قَالَ حَدَّثَنَا غَيْرُ وَاحِدٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع أَنَّهُ قَالَ: لَا يَكُونُ الْعَبْدُ مُؤْمِناً حَتَّى يَعْرِفَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الْأَئِمَّةَ كُلَّهُمْ وَ إِمَامَ زَمَانِهِ وَ يَرُدَّ إِلَيْهِ وَ يُسَلِّمَ لَهُ ثُمَّ قَالَ كَيْفَ يَعْرِفُ الْآخِرَ وَ هُوَ يَجْهَلُ‏ الْأَوَّل18
مَنْ عَرَفَهُمْ فَقَدْ عَرَفَ اللَّهَ وَ مَنْ جَهِلَهُمْ‏ فَقَدْ جَهِلَ‏ اللَّهَ19
3. در برخي روايات نيز جهل در برابر حلم قرار گرفته است؛ مانند:
عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ الْأَعْجَمِيِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْمُؤْمِنُ حَلِيمٌ لَا يَجْهَلُ20
ُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَفْصٍ الْعُوسِيِّ الْكُوفِيِّ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَا أَعَزَّ اللَّهُ بِجَهْلٍ قَطُّ وَ لَا أَذَلَّ بِحِلْمٍ قَطُّ.21
4. گاه مراد از جهل ندانستن حکم يا موضوع است که اين گونه موارد بيشتر در روايات فقهي ديده ميشود.
5. در گستره وسيعي نيز جهل در برابر عقل به کار رفته است، تا آنجا که محدثين بزرگي چون کافي(ره) عنوان باب مورد نظر خود را عقل و جهل قرار ميدهد. رواياتي که اين تقابل در آن ها ديده ميشود فراوان هستند از جمله روايت مهم جنود عقل و جهل و مانند آن.

جهل در لسان معاصرين معصومين عليهم السلام
جستجو در ميان جملات راويان حديث، چه هنگامي که سوالي را از معصوم پرسيده اند يا پيش و پس از نقل روايت توضيحي داده اند، نشان ميدهد در دوره صحابه نبي مکرم ص غالبا مراد افراد از جهل، جهل در مقابل علم بوده است؛ مانند:
عن عمرو بن عبسة ... فقلت يا رسول الله علمني مما تعلم وأجهل...22
حبيب بن مسلمة أتى قيس بن سعد بن عبادة في الفتنة الأولى وهو على فرس فاخر عن السرج وقال اركب فأبى فقال له قيس بن سعد انى سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول صاحب الدابة أولى بصدرها فقال له حبيب انى لست أجهل ما قال رسول الله صلى الله عليه وسلم ولكني أخشى عليك 23
... فأرسل إليهم فقال أي عبد الله بن سلام فيكم قالوا خيرنا وابن خيرنا وعالمنا وابن عالمنا وأفقهنا وابن أفقهنا قال أرأيتم ان أسلم تسلمون قالوا أعاذه الله من ذلك قال فخرج ابن سلام فقال أشهد أن لا إله إلا الله وأن محمد رسول الله قالوا شرنا وابن شرنا وجاهلنا وابن جاهلنا فقال ابن سلام هذا الذي كنت أتخوف منه24
اما در دوره هاي بعد اين عموميت وجود ندارد و مواردي يافت ميشود که اصحاب امامان جهل را در برابر غير علم و خصوصا عقل استفاده ميکرده اند؛ مانند:
عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ‏ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع وَ عِنْدَهُ جَمَاعَةٌ مِنْ مَوَالِيهِ فَجَرَى ذِكْرُ الْعَقْلِ وَ الْجَهْلِ‏ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع اعْرِفُوا الْعَقْلَ وَ جُنْدَهُ وَ الْجَهْلَ‏ وَ جُنْدَه25
از مجموع اين قرائن استفاده ميشود واژه جهل از مواردي است که سعي شده است از معناي عرفي استعمالي خود کمي جدا شده و حدود و ثغور جديدي برايش تصوير شود. به نظر ميرسد در فرهنگ معصومين ع با شيبي ملايم سعي شده است اضافه اي به مفهوم عرفي جهل صورت بگيرد و صرف علم نداشتن را به جهل تعبير نکنند و از تقابل مکرر با مفهوم عقل دايره جهل را نيز نشان داده و بدان تاکيد کنند.
حال با در نظر گرفتن اين نکته و همچنين توجه به گوهر معنايي واژه جهل ميتوان اين احتمال را مطرح نمود که در لغت حرکتي که بدون هدف و بدون جهت باشد را به جهل تعبير کرده اند در نتيجه هرگاه حرکتي با هدفمندي و جهتمندي خاصي انجام بگيرد از دايره جهل خارج ميشود اما در فرهنگ معصومين کمي دايره تنگتر شده و بايد حرکت بر اساس اهداف واقعي و جهات صحيح باشند که هدف و جهت صحيح را جز خداي متعال روشن ننموده است؛ در نتيجه هر حرکتي که با هدف يا جهت غير الهي انجام شود در دايره جهل قرار ميگيرد و هر حرکتي که با هدف و جهت الهي صورت پذيرد در دايره عقل، که العقل ما اکتسب به الجنان.
چه بسا روايت معاني الاخبار26 نيز به همين گوهر معنايي اشاره دارد آنجا که امام علي ع از امام حسن ع ميپرسند جهل چيست؟ و ايشان در پاسخ جهل را به پريدن فردي که در سوارکاري مهارت ندارد بر روي مرکب، تشبيه ميکند؛ به يقين با پريدن شخص و رم کردن مرکب يا حرکت کردن مرکب، وي قادر به کنترل نبوده و بدون هدف و جهت مشخصي سرگردان خواهد شد.

1 كتاب العين: ج‏3، ص390؛ تهذيب اللغة: ج‏6، ص37؛ المحيط في اللغة: ج‏3، ص377؛ الصحاح: ج‏4، ص1663؛ المحكم و المحيط الأعظم: ج‏4، ص165؛ شمس العلوم: ج‏2، ص1204؛ لسان العرب: ج‏11، ص129؛ القاموس المحيط: ج‏3، ص483؛ مجمع البحرين: ج‏5، ص345؛ تاج العروس: ج‏14، ص129؛ الإفصاح: ج‏1، ص159؛ لسان اللسان: ج‏1، ص213.
2 جمهرة اللغة: ج‏1، ص494؛ كتاب العين: ج‏3، ص390 (پاورقي).
3 معجم مقاييس اللغه، ج‏1، ص: 490
4 ر.ک: المحيط في اللغة ؛ ج‏3 ؛ ص377؛ الصحاح ؛ ج‏4 ؛ ص1663؛ المحكم و المحيط الأعظم ؛ ج‏4 ؛ ص165؛ أساس البلاغة ؛ ص107 و...
5 شمر عن ابن شميل: الأرضُ‏ المجهولة: التي لا يُهتَدى بها: لا أعلامَ بها و لا جبال، و إذا كانت بها معارفُ أعلام فليست‏ بمجهولة، تهذيب اللغة ؛ ج‏6 ؛ ص37.
6 و المِجْهَل‏ و المِجْهَلَة و الجَيْهَل‏ و الجَيْهَلَة: الخَشَبة التي يُحَرَّك بها الجَمْر و التَّنُّور في بعض اللغات؛ لسان العرب ؛ ج‏11 ؛ ص129.
7 و استجهلتِ‏ الريحُ الغصنَ، إذا حرّكتْه فاضطرب. جمهرة اللغة ؛ ج‏1 ؛ ص494.
8 وَ إِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُکُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً قَالُوا أَ تَتَّخِذُنَا هُزُواً قَالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ‌، البقرة، 67
9 وَ إِنْ کَانَ کَبُرَ عَلَيْکَ إِعْرَاضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَبْتَغِيَ نَفَقاً فِي الْأَرْضِ أَوْ سُلَّماً فِي السَّمَاءِ فَتَأْتِيَهُمْ بِآيَةٍ وَ لَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى فَلاَ تَکُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ‌، الأنعام‏، 35
10 قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلاَ تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُکَ أَنْ تَکُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ‌، هود، 46
11 قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَ إِلاَّ تَصْرِفْ عَنِّي کَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَ أَکُنْ مِنَ الْجَاهِلِينَ‌، يوسف‏، 33
12 وَ إِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَ قَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَ لَکُمْ أَعْمَالُکُمْ سَلاَمٌ عَلَيْکُمْ لاَ نَبْتَغِي الْجَاهِلِينَ‌، القصص‏، 55
13 قُلْ أَ فَغَيْرَ اللَّهِ تَأْمُرُونِّي أَعْبُدُ أَيُّهَا الْجَاهِلُونَ، الزمر، 64
14 إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ فَأُوليئِکَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ کَانَ اللَّهُ عَلِيماً حَکِيماً، النساء، 17؛
ثُمَّ إِنَّ رَبَّکَ لِلَّذِينَ عَمِلُوا السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابُوا مِنْ بَعْدِ ذيلِکَ وَ أَصْلَحُوا إِنَّ رَبَّکَ مِنْ بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَحِيمٌ‌، النحل‏، 119؛
وَ إِذَا جَاءَکَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلاَمٌ عَلَيْکُمْ کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْکُمْ سُوءاً بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ‌، الأنعام‏، 54
15 براي اين پژوهش ماده جهل و مشتقات آن در کتاب شريف کافي و معاني الاخبار ديده شد.
16 الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 41
17 الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 398
18الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 180
19الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏4، ص: 579
20 الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 235
21 الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 112
22 مسند أحمد - الإمام أحمد بن حنبل - ج 4 - ص 111 - 112
23 مسند أحمد - الإمام أحمد بن حنبل - ج 3 - ص 422
24 مسند أحمد - الإمام أحمد بن حنبل - ج 3 - ص 108
25 الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏1 ؛ ص20
26 قَالَ فَمَا الْجَهْلُ قَالَ سُرْعَةُ الْوُثُوبِ عَلَى الْفُرْصَةِ قَبْلَ الِاسْتِمْكَانِ مِنْهَا وَ الِامْتِنَاعُ عَنِ الْجَوَابِ وَ نِعْمَ الْعَوْنُ الصَّمْتُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَ إِنْ كُنْتَ فَصِيحا؛ پريدن بر روى مركب پيش از مهارت يافتن‏ در آن، و سرباز زدن از پاسخ‏گوئى، و چه خوب كمك كارى است خاموشى در جايگاههاى بسيارى اگر چه زبان گويائى داشته باشى. معاني الأخبار، ص: 401

تاریخ درج : 1392/8/4 موضوع : علوم حدیث